خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : انصاريان )

24

نهج البلاغة ( فارسى )

خداوندا ، دلشان را آب كن چون نمكى كه در آب حلّ شود . به خدا قسم دوست دارم به جاى شما هزار سوار از قبيلهء بنى فراس بن غنم داشتم . « اگر آنان را دعوت مىكردى چون ابرهاى بارندهء تابستان به سرعت به كمك تو مىشتافتند » سپس از منبر فرود آمد . مىگويم : « ارميه » جمع « رمىّ » به معناى ابر است . و « حميم » در اينجا به معناى تابستان است . شاعر از ابر تابستانى ياد كرده چون سبكبار است و زودگذر ، زيرا بارانى ندارد . ابر پر آب حركتش كند است ، و اين بيشتر در زمستان است . شاعر سواران قبيله را به خاطر شتاب در پذيرفتن دعوت و يارى رساندن ، به ابر تابستانى تشبيه كرده است . دليلش آن است كه گويد : « هنالك لو دعوت أتاك منهم » . 26 - از خطبه‌هاى آن حضرت است در وصف حال مردم جاهلى و دوران سكوت خود خداوند محمّد صلّى اللّه عليه و آله را به عنوان بيم دهندهء جهانيان ، و امين بر قرآن برانگيخت ، و شما ملّت عرب در آن وقت داراى بدترين دين ، و در بدترين خانه بوديد ، اقامتگاهتان در ميان سنگهاى سخت ، و در بين مارهاى زهردار بود ، آب تيره مىنوشيديد ، غذاى خشن مىخورديد ، خون يكديگر را مىريختيد ، قطع رحم مىكرديد ، بتان در ميان شما نصب شده بود ، و گناهان به شما بسته بود . و از اين خطبه است : نظر كردم جز اهل بيتم يارى برايم نبود ، از اينكه آنان را در جنگ نابرابر به دست مرگ سپارم دريغ كردم ، پس چشم خاشاك رفته را فرو پوشيدم ، زهر غم و غصّه آشاميدم ، و بر فرو بردن خشم صبر ورزيدم ، و بر حادثهء تلخ‌تر از درخت علقم پايدارى كردم . و از اين خطبه است : دربارهء معاويه و عمرو عاص عمرو عاص با معاويه بيعت نكرد ، مگر با اين شرطى كه ثمنى به او پرداخت كند ، پس پيروز مباد دست فروشنده ، و رسوا باد عهد خريدار . اكنون آمادهء جنگ شويد ، و ساز و برگ جهاد آماده كنيد ،